محمد بن علي منجم وابكنوي

73

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )

كرديم تا آسان‌تر بود : نوع أول : ضرب كنيم سال‌هاى تامهء دور ناقص را در 870 و I قسمت كنيم بر 3600 . آنچه خارج شود عدد أيام كبايس سال‌هاى تامهء دور باشد . I وآنچه باقي ماند از قسمت اگر 840 باشد يا كمتر ، آن سال ناقصهء دور كبيسه باشد ؛ I واگر بيشتر بود آن سال ناقصهء بسيطه باشد . نوع دوم : سال‌هاى تامهء دور را I تنصيف كنيم وبه دو موضع بنهيم ويكى را أيام گيريم وديگر را دقايق أيام . آن گاه آن دقائق I أيام را اگر زيادت از 3 باشد به أيام مرفوع گردانيم تا تعديل أيام كبايس I حاصل آيد . آن گاه آن أيام را تنصيف كنيم وتعديل أيام كبايس از وى كم كنيم . I آنچه حاصل آيد أيام كبايس تامهء آن سال‌ها باشد . نوع سوم : سال‌هاى تامهء دور را I يك بار ، تنصيف كنيم وآن را دقايق أيام گيريم ؛ واگر مرفوع توان كردن با أيام رفع كنيم تا I تعديل أيام كبايس حاصل آيد . ديگر بار ، آن سال‌هاى تامه را بر 4 قسمت I كنيم تا أيام حاصل آيد ؛ وما بين قسمت را در 15 ضرب كنيم تا دقايق آن أيام حاصل I شود . دايماً آن تعديل را از وى نقصان كنيم تا أيام كبايس تامهء آن سال‌ها حاصل I آيد . نوع 4 : سال‌هاى تامهء دور را در / كط ضرب كنيم وبر 120 قسمت كنيم وما بين القسمة را I اگر 30 ماند يا زيادت ، آن را يكى گيريم وبر خارج قسمت افزائيم تا « 1 » أيام كبايس I تامه شود . نوع پنجم : سال‌هاى تامهء دور را در دقايق وثواني أيام كه هست چندين I / يدل ضرب كنيم . آنچه حاصل آيد أيام كبايس مرفوع باشد با كسور دو مرتبهء I آخرين از جانب أيسر كه مرتبهء كسور است دقايق وثواني باشد . آن گاه نظر كنيم I با آن كسور اگر چهارده دقيقه باشد يا كمتر ، آن سال ناقصهء دور كبيسه بود ؛ واگر زيادة I از چهارده « 2 » دقيقه باشد بسيطه بود . اما چون خواهيم كه كبايس خاموسا وعدد هر يك

--> ( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] افرائيم يا ( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] جارده